چگونگی دریافت کارت معافیت سربازی
حدود یک ماه پیش بود که برای معافیت سربازی اقدام کردم واقعا می توان گفت یک هفت خوان رستمی را باید طی کرد تا بتوان کارت معافیت سربازی را گرفت. ابتدا که باید بروی پلیس + ۱۰ و دفترچه را بگیری و سپس باید فرم هایش را پر کنی و بعد باید رفت و فرم ها را تحویل پلیس + ۱۰ بدی که البته پر کردن این فرم ها مثل رفتن به پزشک برای تایید سلامتی و زدن واکسن و … که هیچ کدام از این موارد برای گرفتن معافیت کفالت مهم نیست چوم من هیچ کجا ندیدم نگاه کنند و اخر سر هم این فرم ها را به خودم دادن و جالب تر ان که کسانی که در پلیس +۱۰ کار می کنند (حداقل در این دفتری که نزدیک خانه ما هست) اصلا هماهنگی بین انها و پلیس نیست چون یکی از فرم هایی که باید پر کرد فرمی هست که باید پلیس محله پر کنه و ان فرم یک فرم استشهاد محلی ایت که پلیس+۱۰ به بنده می گفت باید بری و پرکنی و بعد بیای ولی پلیس محله می گفت احتیاجی نیست و باید نظام وظیفه به ما اعلام کنند که برای تحقیق بیاییم. بالاخره بعد از کلی بر و بیا فرم ها را دادم برای ثبت و مسئول ثبت با دریافت ۴۸۰۰ تومان یک فرم را در سایت اینترنتی پر کرد بماند که برایم جالب بود چرا این کار رو بر عهده خود شخص مشمول نمی گذارند. فرمی را که دفتر خدمات پلیس +۱۰ بهت می ده باید ببری سازمان نظام وظیفه در شهر تهران که مکانش میدان سپاه هست. انجا بعد از کلی ایستادن در صف وارد محوطه بسیار بزرگ سازمان می شوی و بعد از کلی سوال کردن از کلی ادم تازه می فهمی باید کجا بری توی این محوطه هیچ گونه راهنمایی برای اینکه برای کارهای ختلف کجا باید برید نداره. وبعد دوباره به یک ساختمان در منتها علیه اون محوطه وارد می شوید ساختمانی که خیلی پر ازدحام و پر از مادر و پدر هایی که برای کارهای مختلف امده اند مادر و پدر هایی که سن و سالی دارند و خیلی از انها مشکلات و نارحتی های مختلفی دارند از پا درد گرفته تا … و انها مجبورن یک مصافت نسبتا طولانی را برای رسیدن به این ساختمان طی کنند. بعد از ان باید بروید و مدارک رو برای برسی نهایی و دریافت نامه های ثبت احوال و پلیس دریافت کنید و سپس از هرجایی که شناسنامه های مادر و پدر صادر شده باید رفت و تاییده ثبت احوال دریافت کرد و سپس فرم مربوط به پلیس را ه همراه سه نفر از کسانی که ان فرم را پر می کنند باید رفت پلیس منطفه و ان را تکمیل کرد و سپس باید منتظر باشید تا پلیس منطقه شخصی را برای تحقیقات محلی بفرستند.و بعد از این باید به همراه مادر و یا پدر به نظام وظیفه رفت تا بقیه مراحل را طی کرد در اخرین مرحله برای دریافت کارت معافیت باید به یک اتاق به نام هیات رسیدگی رفت این هیئت کارشان رسیدگی نهایی به تقاضای مشمول است.
هنگامه قاضیانی و معافیت سربازی برای پسرش
در روزی که برای رفتن به اتاقی که با تمام اتاق های سازمان نظام وظیفه در میدان سپاه فرق داشت اتفاقات جالبی افتاد برایم. در حدود ۱۵-۲۰ نفر جلوتر از من پدر ها و مادر هایی همراه پسرهایشان بودند که در اتاقک هایی منتظر صدا زدن اسم هایشان بودند. پدر ها در یک اتاق و مادر ها هم در یک اتاق . مادر هایی که امده بودند همگی یا طلاق گرفته بودند و یا مثل من پدر هایشان فوت شده بودند. و پدر هایی که امده بودند یا مشکل بیماری پدر بوده یا این پدر ها ۶۰ سال به بالا سن داشتند . من هم مثل بقیه پسر ها در اتاق انتظار مردان بودم هرگسی یه چیزی می گفت هرکسی به تحلیلی برای خودش می کرد وبرای دیگری می گفت همه برایشان جالب بود که چی در این اتاق منتظر انها هست این هیئت چهار نفره چی از انها می پرسند و …
یک شخصی در اتاق خواهران همراه پسرش نشسته بود و تقریبا همه یه جورایی به اون اتاق نگاه می کردند و باهم دیگه درگوشی صحبت می کردند برایم خیلی جالب بود این شخص کی می تونه باشه که همه بهش انطوری نگاه می کنند. پیش خودم فکر می کردم چون که این خانوم حجابش کاملا متفاوت هست و بخاطر موهای بافت شده ای است که از پشت روسریس بیرون هست. پیش خودم فکر می کردم چه راحت این خانوم بدون هیچ استرسی هی میره می یاد و اصلا انگار نه انگار این جا یه محیط دولتی و نظامی هست و باید حجابش را حفظ کندو شده ورد زبون همه که هی در گوشی پچ پچ می کنند. بالاخره انتظار به سر رسید سرهنگی از اتاق بیرون امد و به اتاق خواهران رفت و چهار پرونده از پرونده هایی که دستش بود را باز کرد و اسم های انها را خواند ابتدا اسم دو نفر را خواند و بعد اسم اون خانوم را و بعدش اسم من را خواند مادرم پرونده را گرفت و به همراه ان سه نفر به اون اتاق در بسته رفتند. ابتدا مادرم بیرون امد و گفت رضا این خانوم که پشت سرش رفتم توی اتاق وبهش تذکر دادم موهات بیرون و گفت مو هام رو بزار توی مانتوم را یادته اون بازیگر بود و می گفت جشنواره فجر جایزه گرفته و رئیس جمهور بهش جایزه سفر حج داده ۱۵ سال پیش از شوهرش جدا شده و تازه سرهنگه می گفت گلزار و چندنفر دیگرو توی پارتی گرفتن چند وقت پیش مادرم بعد از کلی استرس از این که در این اتاق چه خبره و … حالا بیار خوشحال از اتاق بیرون امد و رفت به اتاق بغل برای تحویل دادن مدارک و مرحله پایانی از این هفت خوان رستم. من پشت در اتاق بودم که دیدم اون خانوم هم اومد برای تحوبل دادن مدارک منتظر ماند پشت در اتاق پسری که در کنارم بود سلام کرد بهش و خانوم با خوش رویی کامل سلام کرد پسر پرسید چهار تا رای مثبت رو گرفتید و اون گفت نمی دونم بیا ببین پرونده را داد به پسر و پسر گفت اره سه تا از چهار تا رای را گرفتی خوش بحالتان. از اون روز برای من جای سوال مانده بود که این خانوم کی بود ؟ اخه کی می تونه باشه که جشنواره فجر جایزه گرفته اما نمی شناسمش؟ تا اینکه چند روز پیشبه طور کاملا اتفاقی داشتم شبکه ها را سرچ می کردم که دیدم شبکه چهار برنامه دو قدم مانده به صبح داره با خانوم مصاحبه می کنه که خیلی برام اشناس قیافش بعد از کلی دیدن فیلم دیدم اقای مجری می گه خانوم قاضیانی و وبعدش زیرنویس زد هنگامه قاضیانی و بعد خانوم از فیلم به همین سادگی دراه صحبت می کنه و من تازه داش یادم می اومد که بله این خانوم همون خانومی هست که اون روز در نظام وظیفه عمومی دیدم و کلی تعجب کردم چطور منی که فیلم این فیلم بسیار قشنگ به همین سادگی دیده بودم خانم هنگامه قاضیانی را نشناختم. البته ناگفته نماند چهره ای که من ان روز از خانم قاضیانی دیدم با این عکس که در این پست گذاشتم کاملا متفاوت بود اون روز هرچه باشد کاملا می توان کمی استرس را در چهره خانم قاضیانی دید وان چهره بدون ارایش کجا این چهره کجا













حالا می خواستی بگی کارت پایان خدمت داری دل ما رو بسوزونی
I’m thinking the idea of creating .. anyone have any examples of his own or someone else’s successful and interesting regional portal? Share in the commentary pliz
What is in this name?